مصطفی عسکری

مصطفی عسکری

عنوان پایان‌نامه

انتخاب انعطاف پذیر راهبردهای تنظیم هیجان در اختلال افسردگی اساسی



    دانشجو مصطفی عسکری در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۴۰۳ ساعت ۰۷:۰۰ ، به راهنمایی فرامرز سهرابی اسمرود ، پایان نامه با عنوان "انتخاب انعطاف پذیر راهبردهای تنظیم هیجان در اختلال افسردگی اساسی" را دفاع نموده است.


    دانشجو
    مصطفی عسکری
    استاد راهنما
    فرامرز سهرابی اسمرود
    استاد مشاور
    عنایت اله زمانپور
    استاد داور
    فریده حسین ثابت
    رشته تحصیلی
    روانشناسي باليني
    مقطع تحصیلی
    کارشناسی ارشد
    محل دفاع
    روانشناسی و علوم تربیتی
    شماره ساختمان محل ارائه
    ۳۱
    نام کلاس محل ارائه
    کلاس ۲۲۰[۲۲۲۲۰]
    شماره کلاس محل ارائه
    ۳۲۰
    تاریخ دفاع
    ۲۸ شهریور ۱۴۰۳
    ساعت دفاع
    ۰۷:۰۰

    چکیده

      

    پویایی تنظیم هیجان و نقش بافت در کارآمدی آن موضوع مورد بررسی پژوهش­های اخیر تنظیم هیجان بوده­است. پژوهش حاضر برای برجسته­ نمودن اهمیت بافت در زمینه تنظیم هیجان   با هدف بررسی انعطاف­پذیری و کاوش راهبردهای تنظیم هیجان افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و مقایسه آنها با گروه کنترل )غیرافسرده( انجام گرفت. مطالعه حاضر از نوع تحلیلی-توصیفی بود و از دو روش مطالعات آمیخته استفاده نمود. در بخش اول، با استفاده از روش اکتشافی متوالی ۳ نمایش­نامه تنظیم هیجان با جمع­آوری تجربه زیسته افراد افسرده (۳ نفر) و غیرافسرده (۴ نفر) طراحی شد. سپس روایی )توسط ۸ متخصص( و پایایی )توسط ۲۶ نفر) نمایش­نامه­ها برای فراخواندن دو هیجان منفی عصبانیت و غمگینی با ویژگی­های بافتی گوناگون تایید شد. در بخش دوم، با استفاده از روش همگرا، تلاش­ و راهبردهای تنظیم هیجان دو گروه افسرده (۴۳ نفر) و غیرافسرده (۵۲) به روش نگارش آزاد جمع­آوری شد. پس از اختصاص راهبرد به متن­های باز شرکت­کنندگان و ترجمه داده­های کیفی به کمی ویژگی­های انعطاف­پذیری و راهبردهای تنظیم هیجان دو گروه با یکدیگر مقایسه شدند. برای تجزیه و تحلیل توصیفی و استنباطی داده­ها پژوهش از پکیج jmv نرم­افزار R استفاده شد. با توجه به توزیع غیرنرمال داده­ها، از آزمون من ویتنی برای بررسی تفاوت­های تنظیم هیجان دو گروه استفاده شد. نتایج نشان داد که گروه افسرده به طور معناداری انعطاف­پذیری پایین­تر (p<۰.۰۱) و تعداد راهبردهای در دسترس (خزانه) محدودتری دارد (p<۰.۰۰۱). همچنین، گروه افسرده تلاش­های تنظیم هیجان کمتری گزارش نمود (p<۰.۰۵). همچنین حداقل در دو نمایش­نامه، گروه غیرافسرده از راهبردهای دیدگاه­گیری (p<۰.۰۱)، ارزیابی مجدد شناختی(p<۰.۰۰۱) ، حل مسئله(p<۰.۰۰۱) ، نام­گذاری هیجان(p<۰.۰۵)   بیشتر از گروه غیرافسرده استفاده نمود. درمقابل، دو راهبرد نشخوار فکری(p<۰.۰۱)   و اجتناب (p<۰.۰۱) به میزان بالاتری توسط گروه افسرده استفاده شدند. از یافته­های حاضر می­توان نتیجه­گیری نمود که انعطاف­پذیری تنظیم هیجان   و خزانه راهبردی فرد می­تواند در افسردگی نقش داشته باشد. همچنین، علاوه بر انعطاف­پذیری، یادگیری و استفاده از انواع مختلف راهبردهایی که معمولا سازگارانه شناخته می­شوند، می­تواند در پیشگیری از افسردگی موثر باشد.

    Abstract

      

    The dynamism of emotion regulation and the role of context in its effectiveness have been the subject of recent research. The present study also aims to highlight the importance of context in the field of emotion regulation, with the goal of examining flexibility and exploring emotion regulation strategies in individuals with major depressive disorder and comparing them to the control group or non-depressed individuals. In general, the present study was of an analytical-descriptive nature and utilized a mixed-methods approach. In the first section, three emotionally charged scenarios were developed using an exploratory sequential method, based on the lived experiences of depressed (۳ individuals) and non-depressed (۴ individuals) participants. Subsequently, the validity (assessed by ۸ experts) and reliability (assessed by ۲۶ individuals) of the scenarios were confirmed for eliciting negative emotions of anger and sadness with various contextual features. In the second section, using a convergent approach, the emotional regulation efforts and strategies of two groups depressed (۴۳=N) and non-depressed (N=۵۲) individuals were collected through free writing. After allocating the strategies to the open-ended texts of the participants and translating qualitative data into quantitative features, the flexibility and emotion regulation strategies of the two groups were compared. For descriptive and inferential data analysis, the research utilized the jmv package in R software. Given the non-normal distribution of the data, the Mann-Whitney test was used to examine differences in emotion regulation between the two groups. The results indicate that the depressed group significantly has lower flexibility (p<۰.۰۱) and a more limited availability of coping strategies (p<۰.۰۰۱). Additionally, the depressed group reported less effort in emotion regulation - (p<۰.۰۵)-. Furthermore, in at least two scenarios, the non-depressed group used more cognitive reappraisal strategies (p<۰.۰۱), cognitive reassessment (p<۰.۰۰۱), problem-solving (p<۰.۰۰۱), and emotion labeling (p<۰.۰۵) compared to the depressed group. In addition, cognitive reappraisal (p<۰.۰۱) and avoidance (p<۰.۰۱) strategies were used to a greater extent by the depressed group. From the present findings, it can be concluded that emotional regulation flexibility and strategic repertoire may play a role in depression. Furthermore, in addition to flexibility, learning and utilizing various adaptive strategies can be effective in preventing depression.