
رباب پورقهرمان عیسی لو
بررسی رابطه سبک های تفکر معلمان باسطح دغدغه و سطح استفاده آنها از نوآوریهای برنامه درسی
- دانشجو
- رباب پورقهرمان عیسی لو
- استاد راهنما
- محبوبه خسروی
- استاد مشاور
- غلامرضا یادگارزاده
- استاد داور
- علیرضا صادقی
- رشته تحصیلی
- برنامه ريزي درسي
- مقطع تحصیلی
- کارشناسی ارشد
- تاریخ دفاع
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۱
- ساعت دفاع
- چکیده
-
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین سبک تفکر معلمان با سطح دغدغه(SOC) و سطح استفاده(LOU) آنها از نوآوری های برنامه درسی میباشد. گفتمان پژوهش حاضر پوزیتیویستی است و رویکرد آن کمی و از نوع همبستگی است. ماهیت تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی محسوب میشود. در این تحقیق جامعه آماری مورد نظر، معلمان منطقه ارشق در سالتحصیلی۱۴۰۱-۱۴۰۰میباشد. با توجه به اینکه حجم جامعه مورد نظر تحقیق ۳۴۵ نفر میباشد، حجم نمونه با قرار گرفتن در فرمول کوکران تقریبا ۱۸۰ نفر محاسبه گردید. و برای انتخاب نمونه از جامعه هدف از روش نمونه گیری تصادفی ساده با استفاده از جدول اعداد تصادفی استفاده شد. برای بدست آوردن داده های مورد نیاز برای این پژوهش با توجه به متغیرهای آن، پرسشنامه سبک تفکر استرنبرگ و واگنر(۱۹۹۷) مورد استفاده قرار گرفت. همچنین برای سنجش دو متغیر دیگر این پژوهش یعنی سطح دغدغه و سطح استفاده معلمان از نوآوری های برنامه درسی از پرسش نامه محقق ساخته ای که بر اساس مدل پذیرش مبتنی بر توجه(CBAM) و مولفه ها و مراحل آن تدوین گردیده است و قبلا در پژوهش کوشکی(۱۳۹۵) هم مورد استفاده قرار گرفته، بهره گرفته شد. لذا ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه ای با ۸۶ گویه میباشد که روش نمره گذاری آنها بر اساس طیف لیکرت میباشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار و در دو سطح توصیفی(فراوانی، درصدفراوانی، میانگین) و استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون) صورت گرفته است. یافته های حاصل از این پژوهش نشان میدهد که بین سبک های تفکر معلمان و سطح دغدغه و سطح استفاده آنها از نوآوری های برنامه درسی رابطه مستقیم و همبستگی بالا وجود دارد البته میزان ضریب همبستگی هر یک از سبک های تفکر در رابطه با سطح دغدغه و سطح استفاده معلمان از نوآوری های برنامه درسی متفاوت میباشد که در این میان سبک های تفکر قانونگذار و قضاوتگر دارای بیشترین ضریب همبستگی میباشند. و بین سبک های تفکر هرج و مرج سالار، گروه سالار و محافظه کار با سطح دغدغه و سطح استفاده معلمان از نوآوری رابطه ای معنا دار یافت نشد.
واژگان کلیدی: سبک های تفکر، سطح دغدغه(SOC)، سطح استفاده(LOU)، نوآوری های برنامه درسی
هدف این پژوهش بررسی رابطه بین سبک تفکر معلمان با سطح دغدغه(SOC) و سطح استفاده(LOU) آنها از نوآوری های برنامه درسی میباشد. گفتمان پژوهش حاضر پوزیتیویستی است و رویکرد آن کمی و از نوع همبستگی است. ماهیت تحقیق حاضر از لحاظ هدف کاربردی محسوب میشود. در این تحقیق جامعه آماری مورد نظر، معلمان منطقه ارشق در سالتحصیلی۱۴۰۱-۱۴۰۰میباشد. با توجه به اینکه حجم جامعه مورد نظر تحقیق ۳۴۵ نفر میباشد، حجم نمونه با قرار گرفتن در فرمول کوکران تقریبا ۱۸۰ نفر محاسبه گردید. و برای انتخاب نمونه از جامعه هدف از روش نمونه گیری تصادفی ساده با استفاده از جدول اعداد تصادفی استفاده شد. برای بدست آوردن داده های مورد نیاز برای این پژوهش با توجه به متغیرهای آن، پرسشنامه سبک تفکر استرنبرگ و واگنر(۱۹۹۷) مورد استفاده قرار گرفت. همچنین برای سنجش دو متغیر دیگر این پژوهش یعنی سطح دغدغه و سطح استفاده معلمان از نوآوری های برنامه درسی از پرسش نامه محقق ساخته ای که بر اساس مدل پذیرش مبتنی بر توجه(CBAM) و مولفه ها و مراحل آن تدوین گردیده است و قبلا در پژوهش کوشکی(۱۳۹۵) هم مورد استفاده قرار گرفته، بهره گرفته شد. لذا ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامه ای با ۸۶ گویه میباشد که روش نمره گذاری آنها بر اساس طیف لیکرت میباشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار و در دو سطح توصیفی(فراوانی، درصدفراوانی، میانگین) و استنباطی(ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون چند متغیره) صورت گرفته است. یافته های حاصل از این پژوهش نشان میدهد که بین سبک های تفکر معلمان و سطح دغدغه و سطح استفاده آنها از نوآوری های برنامه درسی رابطه مستقیم و همبستگی بالا وجود دارد البته میزان ضریب همبستگی هر یک از سبک های تفکر در رابطه با سطح دغدغه و سطح استفاده معلمان از نوآوری های برنامه درسی متفاوت میباشد که در این میان سبک های تفکر قانونگذار و قضاوتگر دارای بیشترین ضریب همبستگی میباشند. و بین سبک های تفکر هرج و مرج سالار، گروه سالار و محافظه کار با سطح دغدغه و سطح استفاده معلمان از نوآوری رابطه ای معنا دار یافت نشد.
- Abstract
-
The study aim to explore the relationship between teachers thinking styles and their stages of concern (SOC) and levels of use (LOU) of curriculum innovations. The discourse of the current study was positivist and its’ approach was quantitative and of correlational type. The nature of the present research concerning the aim was considered as practical. In this study the intended statistical population consisted of the teachers of Arshagh district in ۱۴۰۰-۱۴۰۱ academic year. Since the intended population size of the study was ۳۴۵,The sample size was calculated around ۱۸۰ using Cochran formul. Moreover, to select sample from the target population, simple random sampling using table of random numbes was applied. To gather the required data for this study in accord with its variables , Sternberg-Wagner thinking styles inventory (۱۹۹۷) was used. Furthermore, in order to measure the other two variables of this study, i.e. teachers stages of concern and levels of use of curriculum innovations, a researcher-made questionnaire was utilized wich had been develoed on the basis of the Concern-Based Adaoption Model(CBAM) and its components, stages and levels and previously applied in Koushki’s study(۱۳۹۵) , as well. Accordingly , the used tool in this study was a questionnaire with ۸۶ items whose scoring method was based on the Likert Scale. The collected data was analyzed using the software in two descriptive (frequency. Percentage frequency and mean) and inferential Pearson, Correlation Coefficient levels. The results aquired through this study revealed that there was a direct relationship, high correlation , between the teachers thinking style and their stages of concern and levels of use of curriculum innovations. However, the correlation coefficient value of cach of the thinking styles in relationship to the teachers stages of concern and levels of use of curriculum innovations was different among wich the legislative and judicial thinking styles had the highest correlation coefficient. Moreover, there was not found any statistically significant relationship between the anarchic, oligarchic, and conservative thinking styles and the teachers stages of concern and levels of use of curriculum innovations.