ارزو سلیمانی دشتکی

ارزو سلیمانی دشتکی

عنوان پایان‌نامه

طراحی و اعتباریابی بسته آموزشی خرد و تعیین اثربخشی آن بر اعتماد، همدلی، انسجام تیمی و رضایت شغلی در مدیران شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران



    دانشجو ارزو سلیمانی دشتکی در تاریخ ۱۲ آذر ۱۴۰۳ ساعت ، به راهنمایی احمد برجعلی,حسین اسکندری ، پایان نامه با عنوان "طراحی و اعتباریابی بسته آموزشی خرد و تعیین اثربخشی آن بر اعتماد، همدلی، انسجام تیمی و رضایت شغلی در مدیران شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده های نفتی ایران" را دفاع نموده است.


    رشته تحصیلی
    روانشناسي
    مقطع تحصیلی
    دکتری تخصصی PhD
    تاریخ دفاع
    ۱۲ آذر ۱۴۰۳
    ساعت دفاع

    چکیده

    از آنجایی که خرد اشاره به تصمیم­گیری عاقلانه­ای دارد که ارزش­های اخلاقی را مدنظر قرار می­دهد، و همچنین تعریف خرد از حوزه­ یا فرهنگی به دیگری متفاوت است، سازه مهمی در پژوهش­های مدیریت در ایران می­باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباریابی بسته آموزشی خرد و تعیین اثربخشی آن بر اعتماد، همدلی، انسجام تیمی و رضایت شغلی در مدیران شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده­های نفتی ایران در دو بخش انجام گرفت. در بخش اول پژوهش از روش کیفی پدیدارشناسی برای مصاحبه با کارکنان استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان بودند که به صورت نمونه­گیری ملاکی تا اشباع نظری (۲۶ نفر) ادامه یافت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل محتوای کیفی گرنهیم و لاندمن (۲۰۰۴) استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد به طور کلی ویژگی­های مدیر خردمند در ۳ طبقه­ی فردی، بین فردی و شغلی قرار می­گیرد. با توجه به یافته­های بخش اول، اهداف و محتوای بسته آموزش طراحی گردید که شامل سه سرفصل کلی خودآگاهی، ایجاد ارتباط اثربخش و تصمیم­گیری بودند. بخش دوم با هدف بررسی اعتبار و اثربخشی بسته آموزشی طراحی شده انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون-پس آزمون و دو گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه مدیران میانی با رتبه A و B در سازمان بود. از بین این مدیران ۳۶ نفر به صورت نمونه­گیری در دسترس انتخاب شد که به طور تصادفی در سه دسته (آموزش خرد، دو گروه کنترل غیرفعال و فعال (آموزش خنثی)) تقسیم شدند. دوره آموزش در سه هفته­ی پیاپی و ۷ جلسه­ی ۲ ساعته برگزار گردید. برای سنجش اثربخشی، از پرسشنامه­های استاندارد اعتماد بین فردی سکورمن و بارلینگر (۲۰۰۶) ، انسجام تیمی کارن و همکاران (۱۹۸۵) و همدلی جولیف و فارینگتون (۲۰۰۶) و رضایت شغلی مینه سوتا MSQ)) (۱۹۷۷) قبل و بعد از مداخله و برای سنجش اعتبار و اصالت از ابزارهای خودسنجی استفاده شد. نتایج در این بخش نشان داد شاخص های CVI و S-CVI بالاتر از ۸/۰ بودند، همچنین سه مولفه­ی اصالت بالاتر از میانگین بودند که اعتبار و اصالت بسته را تایید می­کنند. نتایج تحلیل اثربخشی بسته آموزشی بر اعتماد، همدلی، انسجام تیمی و رضایت شغلی به وسیله واریانس نشان داد بسته آموزشی به طور معناداری بر اعتماد و رضایت شغلی و انسجام تیمی اثر دارد. همچنین پس از در نظر گرفتن پیش آزمون به عنوان متغیر کووریت، بسته آموزشی باعث افزایش اعتماد و رضایت شغلی مدیران شد (p<۰.۰۵). نتایج بخش اول متغیرهای مدیر خردمند را نشان می­دهد که می­توان در انتخاب و استخدام مدیران خردمند استفاده کرد. همچنین پیشنهاد می­شود به منظور افزایش اعتماد بین­فردی و رضایت شغلی، بسته آموزشی طراحی شده در تقویم آموزشی سازمان افزوده شود.

    Abstract

    Since wisdom refers to making prudent decisions that consider ethical values and its definition varies across different fields, it is an important construct in management research. Therefore, this study aimed to develop and validate a wisdom educational package and determine its effectiveness on trust, empathy, team cohesion, and job satisfaction among managers of the National Iranian Oil Refining and Distribution Company. The research was conducted in two phases. The first phase employed a qualitative method. In this phase, the statistical population included all employees, with criterion sampling continuing until theoretical saturation (۲۶ participants). Data collection was done using semi-structured interviews, and qualitative analysis was used for data processing. The results indicated that the characteristics of a wise manager fall into three categories: personal, interpersonal, and job-related. Based on the findings of the first phase, the objectives and content of the training package were designed, encompassing three main topics: self-awareness, effective communication, and decision-making.

    The second phase aimed to evaluate the validity and effectiveness of the developed training package. The research method was quasi-experimental with pre-test and post-test designs and two control groups. The statistical population included all middle managers with ranks A and B in the organization. Among these managers, ۳۶ were selected through convenience sampling and randomly assigned to three groups (wisdom training, inactive control group, and active control group). The training course was conducted over three consecutive weeks, with seven ۲-hour sessions. To assess effectiveness, standard questionnaires were used to measure interpersonal trust (Schoorman & Ballinger, ۲۰۰۶), team cohesion (Carron et al., ۱۹۸۵), empathy (Joliffe & Farrington, ۲۰۰۶), and job satisfaction (Minnesota Satisfaction Questionnaire (MSQ), ۱۹۷۷) before and after the intervention. Self-assessment tools were used to measure validity and fidelity. Results indicated that the CVI and S-CVI indices were above ۰.۸, and the three components of authenticity were above average, confirming the validity and authenticity of the package. variance analysis showed that the training package significantly affected trust, job satisfaction, and team cohesion. Additionally, after considering the pretest as a covariate, the training package increased managers' trust and job satisfaction (p<۰.۰۵). The results of the first part indicate the variables of a wise manager that can be used in the selection and recruitment of wise managers. It is also suggested that to enhance interpersonal trust and job satisfaction, the designed training package be added to the organization's training calendar.