سیما مرتضوی

سیما مرتضوی

عنوان پایان‌نامه

تدوین و اعتباریابی برنامه خود مراقبتی مبتنی بر شناسایی عوامل موثر بر خشونت خانگی به منظور کاهش خشونت خانگی علیه زنان ایرانی دارای همسر مهاجران افغانستانی



    رشته تحصیلی
    روانشناسي
    مقطع تحصیلی
    دکتری تخصصی PhD
    ساعت دفاع

    چکیده

      بسیاری ازمردان   مهاجر قانونی و غیر قانونی افعان با زنان ایرانی در داخل کشور ازدواج کرده و تشکیل خانواده داده اند و در این بین گزارش هایی هم مبنی بر خشونت خانگی توسط همین مردان مهاجر وجود دارد، ولی تاکنون شناسایی عوامل تاثیر گذار بر خشونت خانگی در این خانواده ها و تدوین برنامه ای جهت خود مراقبتی زنان دارای همسر مهاجر تدوین  نشده است  است.

    هدف:  هدف این پژوهش  تدوین  و اعتباریابی  برنامه خود مراقبتی  مبتنی  بر شناسایی  عوامل مؤثر بر خشونت خانگی  به منظور کاهش خشونت خانگی  علیه  زنان ایرانی  دارای  همسر مهاجر  افغانستانی  بود

    روش:  روش  پژوهش  از نوع طرح های آمیخته اکتشافی  بود،  که در دو مرحله پیاپی کیفی-کمی انجام  شد.  در بخش کیفی،  جامعه مورد مطالعه  شامل تمامی زنان ایرانی قربانی خشونت خانگی دارای همسر مهاجر افغانستانی ساکن در استان تهران بود. روش نمونهگیری به شیوه گلوله برفی بود که نهایتا با ۱۴ نفر از آنها مصاحبه به عمل آمد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته بود، پس از گردآوری دادهها با روش هفت مرحلهای کلایزی تحلیل شدند. مرحله دوم مطالعه به صورت کمی و به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون  –پس آزمون با گروه گواه استفاده شد.  جامعه آماری  شامل تمامی  زنان ایرانی قربانی خشونت دارای  همسر  مهاجر افغانستانی استان تهران  بود   که با استفاده از روش نمونه گیری  گلوله برفی  تعداد  ۳۰ نفر  انتخاب و به روش تصادفی در یک گروه آزمایشی(۱۵ نفر) و یک گروه گواه (۱۵ نفر)گمارده شدند.  ابزار پژوهش شامل  پرسشنامه خشونت خانگی علیه زنان یود که توسط محسنی تبریزی   در سال ۱۳۹۱ طراحی شده است.  داده  ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره تجزیه و تحلیل شدند.

    یافتهها:  نتایج  کیفی  نشان دادند که عواملی از قبیل ویژگی‌های شخصی زنان (مانند  باورهای غلط و  وضعیت اقتصادی)، ویژگی‌های همسران افغان (اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی)، و عوامل خانوادگی و اجتماعی (مانند فشارهای فرهنگی و نگرش‌های جامعه)، در افزایش خشونت  خانگی علیه زنان ایرانی نقش دارند.  یافته های کمی نیز نشان داد که  برنامه توانمندسازی  توانسته بود به طور معنی داری  بر کاهش خشونت های عاطفی روانی، خشونت اقتصادی، همسر آزاری و یادگیری تحمل خشونت  در مرحله پس آزمون موثر)  ۰۱/۰  lt;و ۰۵/۰  lt  (،  باشد.  

    نتیجه‌گیری:  با توجه به یافته‌های این مطالعه،  به نظر می رسد شناساس عوامل موثر بر خشونت خانگی در جامعه های مختلف ضروری باشد و  افزایش سطح آگاهی و توانمندسازی همسران افغانی درباره حقوق زنان و پیامدهای منفی خشونت خانگی  با آموزش مهارت های خود مراقبتی از طریق برگزاری کارگاه ها و سمینارها  می‌تواند مؤثر باشد.

      

    Abstract

      


    Background:  Many legal and illegal Afghan migrant men have married Iranian women and started families within the country. In this context, there are also reports of domestic violence perpetrated by these migrant men. However, to date, there has been no identification of the factors influencing domestic violence in these families, nor has a program been developed for the self-care of women with migrant husbands.

    Aims:  The aim of developing and validating a self-care program based on identifying factors influencing domestic violence is to reduce domestic violence against Iranian women with Afghan migrant husbands.  

    Methods:  The research method  wa  of the exploratory mixed desig  type.,  which was conducted in two consecutive qualitative-quantitative phases. In the qualitative section, the statistical population included all Iranian women victims of domestic violence with Afghan migrant husbands residing in Tehran province. The sampling method was snowball sampling, ultimately resulting in interviews with ۱۴ of them. The data collection tool was a semi-structured in-depth interview, and after data collection, the information was analyzed using the seven-ste  Colaizzi'  method. The second phase of the study was conducted quantitatively using a quasi-experimental pre-test-post-test design with a control group. The study population consisted of all Iranian women victims of violence with Afghan migrant husbands in Tehran province, from which ۳۰ women were selected through snowball sampling and randomly assigned to an experimental group (۱۵ individuals) and a control group (۱۵ individuals). The research tool was the Mohseni Tabrizi (۲۰۱۲) questionnaire on domestic violence against women. The data were analyzed using univariate analysis of covariance (ANCOVA).

    Results:  Qualitative results indicated that factors such as the personal characteristics of women (including misconceptions and economic status), the characteristics of Afghan spouses (economic, cultural, and social), and familial and social factors (such as cultural pressures and societal attitudes) play a role in increasing domestic violence against Iranian women. Quantitative findings also indicated that the empowerment program had a significant impact on reducing emotional and psychological violence, economic violence, spousal abuse, and learning to tolerate violence in the post-test phase  (P<۰.۰۱ and P<۰.۰۵).

    Conclusion:  ased on the findings of this study, it seems essential to identify the factors influencing domestic violence in different communities. Increasing awareness and empowering Afghan spouse  about women's rights and the negative consequences of domestic violence through self-care skills training via workshops and seminars could be effective.