نیایش بلالی

نیایش بلالی

عنوان پایان‌نامه

پیش بینی تعارضات زناشویی بر اساس طرحواره های حوزه طرد و بریدگی با نقش میانجی حساسیت بین فردی



    دانشجو نیایش بلالی در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۴۰۴ ساعت ۱۹:۰۰ ، به راهنمایی فریده حسین ثابت ، پایان نامه با عنوان "پیش بینی تعارضات زناشویی بر اساس طرحواره های حوزه طرد و بریدگی با نقش میانجی حساسیت بین فردی" را دفاع نموده است.


    دانشجو
    نیایش بلالی
    استاد راهنما
    فریده حسین ثابت
    استاد مشاور
    مهدی خانجانی
    رشته تحصیلی
    روان شناسي عمومي
    مقطع تحصیلی
    کارشناسی ارشد
    محل دفاع
    روانشناسی و علوم تربیتی
    شماره ساختمان محل ارائه
    ۳۱
    نام کلاس محل ارائه
    کلاس ۲۰۳[۲۲۲۰۳]
    شماره کلاس محل ارائه
    ۳۰۳
    تاریخ دفاع
    ۳۱ شهریور ۱۴۰۴
    ساعت دفاع
    ۱۹:۰۰

    چکیده

      

    پژوهش حاضر با هدف تبیین تعارضات زناشویی بر اساس طرح‌واره‌های حوزه‌ی بریدگی و طرد و با میانجی‌گری حساسیت بین‌فردی انجام شد. جامعه‌ی آماری شامل زنان متأهل ?? تا ?? ساله‌ی‌ شهر تهران در سال ???? بود که ??? نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارها عبارت بودند از پرسشنامه تعارضات زناشویی (ثنایی و براتی، ????)، پرسشنامه طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه (یانگ) (سوال یک تا ۲۵ که مربوط به طرح‌واره های حوزه بریدگی و طرد بود)، و مقیاس حساسیت بین‌فردی (IPSM). داده‌ها با مدل‌سازی معادلات ساختاری در AMOS تحلیل شد. نتایج نشان داد در میان طرح‌واره‌های حوزه‌‌ی بریدگی/طرد، «محرومیت هیجانی» اثر مستقیم و معناداری بر تعارضات زناشویی دارد (?=۰.۲۹۵, p=۰.۰۰۱)، در حالی‌که سایر طرح‌واره‌ها اثر مستقیم معنادار نشان ندادند. همچنین حساسیت بین‌فردی اثر مستقیم و معناداری بر تعارضات داشت (?=۰.۱۹۸, p=۰.۰۱۱) و نقش میانجی آن در رابطه «بی‌اعتمادی/بدرفتاری» و «انزوای اجتماعی/بیگانگی» با تعارضات تأیید شد   (Bootstrap, ۹۵% CI). مدل نهایی ??? از واریانس تعارضات زناشویی را تبیین کرد و شاخص‌های برازش در محدوده‌ی   قابل‌قبول قرار داشتند( (CFI/TLI>۰.۹۰، (RMSEA<۰.۰۸)   یافته‌ها نشان می‌دهند ریشه‌ی تعارضات زناشویی صرفاً رفتاری نیست و ساختارهای عمیق شناختی–هیجانی، به‌ویژه طرح‌واره‌های حوزه‌ی بریدگی و طرد و حساسیت بین‌فردی، نقش برجسته‌ای دارند؛ بنابراین مداخلات طرح‌واره‌محور همراه با آموزش تنظیم هیجان می‌تواند رویکردی مؤثر برای بهبود روابط زوجین باشد.

    نتایج پژوهش حاضر نشان داد که تعارضات زناشویی صرفاً ناشی از اختلافات رفتاری سطحی نیست، بلکه ریشه در ساختارهای عمیق شناختی و هیجانی افراد دارد. طرحواره‌های ناسازگار اولیه در حوزه‌ی بریدگی و طرد با ایجاد احساس ناامنی، بی‌اعتمادی و محرومیت عاطفی، زمینه‌ساز بروز حساسیت بین‌فردی و در نهایت تشدید تعارضات زناشویی می‌شوند. از این‌رو، شناسایی و اصلاح طرحواره‌های ناسازگار و کاهش حساسیت هیجانی می‌تواند به‌عنوان رویکردی مؤثر در بهبود روابط زناشویی و ارتقای سلامت روان خانواده‌ها به کار گرفته شود.

    Abstract

      The present study aimed to explain marital conflicts based on schemas in the Disconnection and Rejection domain, with interpersonal sensitivity as a mediating variable. The statistical population consisted of married women aged ۲۳ to ۶۰ in Tehran in ۲۰۲۴, from which ۳۲۵ participants were selected using convenience sampling. The instruments included the Marital Conflicts Questionnaire (Sanaei & Barati, ۲۰۰۰), the Young Schema Questionnaire (items ۱–۲۵ corresponding to the Disconnection/Rejection domain), and the Interpersonal Sensitivity Measure (IPSM). Data were analyzed using Structural Equation Modeling (SEM) in AMOS.

    The results indicated that among the schemas in the Disconnection/Rejection domain, Emotional Deprivation had a significant direct effect on marital conflicts (? = ۰.۲۹۵, p = ۰.۰۰۱), whereas other schemas did not show a significant direct effect. Interpersonal sensitivity had a significant direct effect on marital conflicts (? = ۰.۱۹۸, p = ۰.۰۱۱), and its mediating role in the relationships between Mistrust/Abuse and Social Isolation/Alienation with marital conflicts was confirmed (Bootstrap, ۹۵% CI). The final model explained ۳۶% of the variance in marital conflicts, and the fit indices were within acceptable ranges (CFI/TLI > ۰.۹۰, RMSEA < ۰.۰۸).

    The findings suggest that the roots of marital conflicts are not merely behavioral but are deeply rooted in cognitive–emotional structures, particularly schemas in the Disconnection/Rejection domain and interpersonal sensitivity. Therefore, schema-focused interventions combined with emotion regulation training can serve as an effective approach to improving marital relationships.

    In conclusion, marital conflicts are not solely caused by surface-level behavioral differences but stem from deep-seated cognitive and emotional structures. Maladaptive schemas in the Disconnection/Rejection domain—by fostering feelings of insecurity, mistrust, and emotional deprivation—lead to heightened interpersonal sensitivity and, consequently, intensified marital conflicts. Hence, identifying and modifying maladaptive schemas and reducing emotional sensitivity can be effective strategies for improving marital relationships and enhancing family mental health.