
زینب السادات امیراحمدی
تاثیر طراحی آموزشی حکمی (حکمت بنیان) برهویت فرهنگی وتربیت رسانه ای دانش آموزان متوسطه
- رشته تحصیلی
- تكنولوژي آموزشي
- مقطع تحصیلی
- کارشناسی ارشد
- محل دفاع
- روانشناسی و علوم تربیتی
- شماره ساختمان محل ارائه
- ۳۱
- نام کلاس محل ارائه
- کلاس ۸[۲۲۸]
- شماره کلاس محل ارائه
- ۱۰۸
- تاریخ دفاع
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۳
- ساعت دفاع
- ۱۰:۰۰
- چکیده
-
مدل طراحی آموزشی حکمی مبتنی بر فرا عقلانیت که به عنوان یکی از مدل های جدید و بومی مطابق با زیست بوم ایرانی معرفی شده است، یک مدل تفکر حکیمانه برای کشف حقیقت و خیرخواهی برای هر مفهومی است که هدف یادگیری قرار میگیرد. این مدل میکوشد شایستگیهای یادگیری متنوعی شامل یادگیری تعادل، یادگیری تعامل برای روشنگری و یادگیری تعالی برای الهامبخشی و ارزش آفرینی را در افراد تقویت کند. در این مسیر تامل، همافزایی و تعاون برای تبادل تجربیات، تقویت قدرت گفت و شنود برای روشنگری و در نهایت نگارش جسورانه و شفاف برای کسب عزت نفس تمرین میشود. در این پژوهش تلاش شد بر مبنای طراحی آموزشی حکمی، متغیر های هویت فرهنگی (در بعد سبک زندگی دینی متفکرانه) و تربیت رسانه ای (در بعد انتخاب کاوشگرانه در مواجهه با رسانه ها) برای دانش آموزان دختر پایه هفتم متوسطه مورد بررسی قرار گیرد. این پژوهش به روش آمیخته اکتشافی و در دو فاز کیفی و کمی و به صورت پی در پی انجام شد. این پژوهش در بخش کیفی به صورت طراحی آموزشی حکمی برای بررسی تاثیر آن بر دو متغیر مذکور انجام شد. در این پژوهش مولفه « سبک زندگی دینی متفکرانه » از متغیر هویت فرهنگی و مولفه « انتخاب کاوشگرانه» از متغیر تربیت رسانه ای انتخاب شد. لذا دو طراحی آموزشی حکمی برای هرکدام انجام شد. در بخش کمی روش شبه آزمایشی و طرح پیش آزمون و پس آزمون با استفاده از گروههای آزمایش و کنترل استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که طراحی آموزشی حکمی بر ارزش بخشی به مفهوم هویت فرهنگی دانشآموزان در بعد سبک زندگی دینی و همچنین بر تقویت تربیت رسانهای دانش آموزان در بعد انتخاب کاوشگرانه تاثیر دارد. نتایج اماری تحلیل کمی داده ها این تاثیرات را تایید کرد. با توجه به مقادیر تحلیل آماری بیان شد که بین دو گروه مورد مطالعه از نظر هریک از مولفه های مورد بررسی تفاوت معنادار وجود دارد و این معنی داری به نفع گروه های آزمایش بوده است. تحلیل های کیفی نتایج حاصل از گویش و نگارش حکیمانه دانش آموزان نیز این تاثیر را به وضوح نشان داد.
- Abstract
-
The educational design model of Hekmi based on transcend-rationality, which has been introduced as one of the new and indigenous models in accordance with the Iranian ecosystem, is a model of wise thinking for discovering the truth and benevolence for any concept that is the target of learning. This model tries to strengthen various learning competencies in individuals, including learning balance, learning interaction for enlightenment, and learning transcendence for i iration and value creation. In this path, reflection, synergy, and collaboration are practiced to exchange experiences, strengthen the power of dialogue for enlightenment, and finally bold and clear writing to gain self-esteem. In this research, an attempt was made based on a Hekmi educational design to examine the variables of cultural identity (in the dimension of thoughtful religious lifestyle) and media education (in the dimension of exploratory choice in dealing with the media) for seventh-grade female students. This research was conducted using a mixed exploratory method and in two qualitative and quantitative phases, sequentially. In the qualitative part, this research was conducted in the form of a prescriptive educational design to examine its effect on the two aforementioned variables. In this study, the component of "contemplative religious lifestyle" was selected from the cultural identity variable and the component of "exploratory choice" from the media education variable. Therefore, two instructional designs were conducted for each. In the quantitative part, a quasi-experimental method and a pre-test and post-test design were used using experimental and control groups. The results of the study showed that instructional design has an effect on valuing the concept of cultural identity of students in the religious lifestyle dimension and also on strengthening students' media education in the exploratory choice dimension. The statistical results of quantitative data analysis confirmed these effects. According to the statistical analysis values, it was stated that there is a significant difference between the two study groups in terms of each of the components under study, and this significance was in favor of the experimental groups. Qualitative analyses of the results of students' dialect and wise writing also clearly showed this effect.