
اتناسادات مهاجری
طراحی و اعتباریابی برنامه اصلاح رفتار پایدار براساس بازاریابی اجتماعی اجتماع محور و بررسی اثربخشی آن بر میزان مصرف انرژی الکتریکی مشترکان خانگی شهر تهران
- دانشجو
- اتناسادات مهاجری
- استاد راهنما
- احمد برجعلی, حسین اسکندری
- استاد مشاور
- نورعلی فرخی
- استاد داور
- زهره رافضی, ابوالقاسم عیسی مراد, علیرضا محمدی آریا
- رشته تحصیلی
- روانشناسي عمومي
- مقطع تحصیلی
- دکتری تخصصی PhD
- ساعت دفاع
- چکیده
-
هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی یک برنامة بازیوارسازی برای اصلاح رفتار پایدار براساس رویکرد بازاریابی اجتماعی اجتماعمحور (CBSM) و بررسی اثربخشی آن بر میزان مصرف برق است. ابتدا برنامة بازیوارسازی برای اصلاح رفتار مصرف برق مشترکان خانگی براساس CBSM طراحی شد. براساس نظر ده متخصص اعتباریابی انجام شد. مرحله دوم به صورت تک موردی با طرح سری زمانی منقطع بود. جامعه آماری مشترکان خانگی برق شهر تهران و نمونه سه خانواده بودند که به شیوه در دسترس انتخاب شدند. دادههای مصرف برق، ماهیانه گردآوری شد. خط پایه از تیر ۱۳۹۵ تا اسفند ۱۳۹۹، مداخله از فروردین ۱۴۰۰ تا آذر ۱۴۰۰ و پیگیری از دی۱۴۰۰ تا خرداد ۱۴۰۲ بود. سرانه مصرف برق مشترگان خانگی برق شهر تهران در همین بازههای زمانی به عنوان گواه در تحلیلها استفاده شد. اندازه اثر با روش «کاهش میانگین از خط پایه» محاسبه شد. تحلیل کلی دادههای سری زمانی و معناداری تغییرات با روش تحلیل سری زمانی منقطع و مدل میانگین متحرک یکپارچه خودرگرسیونی (ARIMA) در نرم افزار ۲۶ انجام شد. شاخصهای CVR و CVI بالای ۹/۰ شدند که گویای اعتبار برنامه هستند. محاسبه اندازه اثر از کاهش مصرف خانوادة یک و دو بعد از آغاز مداخله حکایت داشت و بیشتر کاهش مصرف مربوط به مرحله پیگیری است. براساس تحلیل سری زمانی منقطع فقط کاهش مصرف خانوادة یک که مشترک پرمصرفی بود معنادار بود. میتوان گفت که برنامه دارای اعتبار است. مطالعه بیشتر اثربخشی آن با لحاظ کردن محدودیتهای این پژوهش بویژه در خانوارهای پرمصرفی که در مرحله پیش عمل قرار دارند توصیه میشود.
- Abstract
-
The purpose of this research is to design and validate a gamification program to improve sustainable behavior based on the community-based social marketing approach (CBSM) and to investigate its effectiveness on electricity consumption. First, the gamification program was designed to modify the electricity consumption behavior of household subscribers based on CBSM. According to the stage model of behavior change, behavior modification strategies were divided into four stages. Validation was done based on the opinion of ten experts. The second stage was a single case with an interrupted time series design. The statistical population was household subscribers of electricity in Tehran and the sample was three families, which were selected in an available manner. Electricity consumption data were collected monthly. The baseline was from June ۲۰۱۶ to March ۲۰۲۱, the intervention was from April ۲۰۲۱ to December ۲۰۲۱, and the follow-up was from January ۲۰۲۲ to June ۲۰۲۳. The per capita electricity consumption of household electricity customers in Tehran in the same time periods was used as control in the analysis. The effect size was calculated by the "mean baseline reduction" method. The overall analysis of time series data and the significance of changes was done with the interrupted time series analysis method and autoregressive integrated moving average (ARIMA) model in ۲۶ software. CVR and CVI indices were above ۰.۹, which indicate the validity of the program. The calculation of the effect size indicated a decrease in the consumption of families one and two after the start of the intervention, and most of the decrease in consumption is related to the follow-up phase. The continuation of lower consumption in the follow-up period indicated the relative continuation of new habits. Family three and household subscribers of electricity in Tehran city had a slight increase in consumption. In the visual analysis, only in the time series of family ۱, a decreasing trend was seen after the implementation of the intervention. All time series had a pattern of seasonal changes. These seasonal changes were controlled with the ARIMA model and the data of Tehran electricity subscribers. Based on the interrupted time series analysis, only the decrease in the consumption of family ۱, which was a high-consumption joint, was significant (P<۰.۰۵). This family has reduced consumption by about ۵۰%. It can be said that the program has validity. Further study of its effectiveness is recommended considering the limitations of this research, especially in high-consumption households that are in the pre-operation stage.