ایمان توحیدیان
تحلیل سیاست انتقادی انطباق سازمانی در دانشگاههای دولتی
- دانشجو
- ایمان توحیدیان
- استاد راهنما
- عباس عباس پور, علی خورسندی طاسکوه
- استاد مشاور
- سعید غیاثی ندوشن
- استاد داور
- مرتضی طاهری, دکتر صمد برزویان, کوروش فتحی واجارگاه
- رشته تحصیلی
- آموزش عالي-گرايش مديريت آموزش عالي
- مقطع تحصیلی
- دکتری تخصصی PhD
- تاریخ دفاع
- ۲۳ آذر ۱۴۰۴
- ساعت دفاع
- چکیده
-
هدف رساله حاضر با محوریت انطباق سازمانی در نظام آموزش عالی عبارتست از ۱) شناسایی راهکارهای اجرایی انطباق سازمانی در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ایران؛ ۲) واکاوی ارتباط انطباق سازمانی با بازمهندسی سازمانی، فرهنگ سازمانی، و رهبری شراکتی؛ و ۳) گام های اجرایی انطباق سازمانی در دانشگاه های دولتی ایران. اهمیت و ضرورت واکاوی این موضوع با مدنظر قراردادن دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی در کشورها به عنوان مرکز هدایت و جهت دهی تصمیم گیری و سیاستگذاری حاکمان و دولت ها جایگاه ویژه ای پیدا کرده است. لذا، دولت ها در بسیاری از موارد با تفویض اختیار به دانشگاه ها؛ تنها وظیفه هدایت گری و نظارت بر اجرای برنامه های دانشگاهی در راستای برنامه ملی کشور را دارند. این در حالیست که دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی ایران تحت نظام تصمیم گیری و سیاستگذاری متمرکز فعالیت می کنند؛ بنابراین، حداکثر سیاست های مرتبط با آموزش، پژوهش، منابع انسانی، بودجه، ... توسط حاکمیت و دستگاه های برون دانشگاهی مرتبط با نهاد قدرت و تصمیم گیر تدوین و ابلاغ می شوند. در چنین فضای محدود سیاستگذاری کشور؛ دانشگاه ها در دو دهه اخیر به فضای دانشگاهی محصور در کالبد فیزیکی برگشته اند. این بدین معناست که دانشگاه و جامعه نخبگانی از بخش عظیمی از سیاستگذاری ها و تصمیم گیری های کلان کشور و حتی مرتبط با حوزه آموزش عالی کنار گذاشته شده اند. این فاصله گیری دانشگاه از بدنه حاکمیت نه به دلخواه جامعه دانشگاهی بلکه با توجه به شرایط محیط پیرامون دانشگاه و تعدد نهادهای تصمیم گیر و سیاستگذار صورت پذرفته است. علیرغم تأکید رهبران دانشگاهی بر تغییر نسل های دانشگاهی در ایران، نظام آموزش عالی ایران همچنان در سطوح آموزش و پژوهش گرفتار شده است. مأموریت گرایی دانشگاه تا زمانی که اختیار از دانشگاه سلب شده است فقط در حد طرح های پژوهشی و پایان نامه/ رساله های دانشجویی باقی خواهند ماند. لذا؛ پژوهشگر رساله حاضر با محور قراردادن اجرای انطباق سازمانی در دانشگاه های دولتی ایران، با هدف تحلیل برای سیاست، رویکرد کیفی تحلیل سیاست انتقادی برای واکاوی راهکارهای اجرایی انطباق سازمانی در دانشگاه ها را انتخاب کرده است. در این مسیر، ۳۶ شرکت کننده از ایران و کشورهای برتر دنیا (با اولویت تجربیات رهبری و مدیریتی درون/برون دانشگاه) برای پاسخگویی به سوالات مصاحبه بصورت هدفمند گزینش شده اند. با انتخاب رویکرد نظریه داده-بنیاد به منظور گردآوری داده ها و تحلیل داده ها از طریق شیوه تحلیل تطبیقی پیوسته؛ یافته های رساله حاضر موانع اجرای انطباق سازمانی را در دو سطح ۱) درون دانشگاهی عبارتند از دانشجوی آزمون-محور: اولویت یادگیری سطحی بر اندیشیدن؛ کارکنان اداری: فعالیت های روزمره در عین نارضایتی همیشگی؛ اعضاء هیئت علمی: تعارض منافع، همرنگی با سیاست ها، و ماندگاری در سازمان؛ هیئت رئیسه دانشگاه: نمایندگی حاکمیت در دانشگاه؛ و ۲) برون سازمانی: قوانین دست و پاگیر: تعدد نهادهای تصمیم گیر پوششی برای ناکارآمدی سیستم حکمرانی؛ پراکندگی دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی: قربانی شدن کیفیت در ازای کمیت؛ و ایدئولوژیک انگاری آموزش عالی: عدم حضور دانشگاه در حوزه شناسایی کرده است. یافته های پرسش دوم رساله، ارتباط انطباق سازمانی در دانشگاه های دولتی با سه موضوع بازمهندسی سازمانی (دانشگاه برای دانشگاه: تصمیم گیری و سیاستگذاری؛ مأموریت محوری و شایسته گزینی کارکنان جدید؛ دانشگاه درآمد محور)، تغییر فرهنگ سازمانی (ارجحیت مسئولیت بر وظیفه)، و رهبری شراکتی (هیئت رئیسه دانشگاه: اتاق فکر با درب های باز؛ توزیع فرصت تصمیم گیری: نظام ایده پردازی مدیریتی) را نشان می دهد. در نهایت، گام های اجرایی انطباق سازمانی در دانشگاه های دولتی ایران در سه حلقه ارتباطی حیاتی درون دانشگاهی (ستاد حل مسأله: حلقه اساتید، دانشجویان، کارکنان؛ سامانه برخط مسائل، چالش ها، و بحران: هر دانشگاه یک منطقه؛ اجرای برخط فعالیت های دانشگاهی برای اساتید و دانشجویان؛ هدایت حمایت خیرین)، دانشگاه-دانشگاه (شبکه همکاری رؤسای دانشگاه های جامع کشور؛ شبکه همکاری رؤسای دانشگاه های تخصصی کشور؛ شبکه همکاری اعضای هیئت رئیسه دانشگاه های کشور)، و دانشگاه-حاکمیت (ادغام و برچیدن بسیاری از دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی؛ "نهاد علم" در حوزه های علمیه، بازتعریف سیاست های بین المللی سازی آموزش عالی) ارائه شده است. نوآوری رساله حاضر در اتخاذ رویکرد انتقادی به مسئله پژوهش، شناسایی هدفمند جامعه نخبگانی آموزش عالی با تجربه رهبری و مدیریت درون / برون دانشگاهی به حاشیه رانده شده توسط سیاستگذاران برون دانشگاهی، و یافته های نوین فارغ از کلی گویی برای ایده آل نگاری حال و آینده نظام آموزش عالی ایران است.
- Abstract
-
We aim to investigate the ۱) reasons for success/ failure of organizational adaptation in higher education institutes of Iran; ۲) the relationship between organizational adaptation and organizational re-engineering, organizational culture, and shared leadership; and ۳) practical ways to implement organizational adaptation in higher education institutes of Iran. It is important to note that universities and HEIs are at the core of governments’ decision- and policy-making practices worldwide; hence, they are provided with all necessary authorities concerning their internal practices. The governments and policy-making bodies, in most cases, just monitor the progress of the universities and HEIs to see if they are working based on the national strategic plans. However, universities in Iran experience a totally different leadership practice as they work in a centralized system of policy-making; so, almost all policies (education, research, HR, financial support, etc.) are foisted on universities and HEIs from outside the campus. So, the main HE stakeholders are even taken for granted in decision- and policy-making practices for universities’ daily activities. One way for success of HEIs in Iran is to implement organizational adaptation in universities. The mainstream of this concept is to empower the leadership team at universities and HEIs to play their pivotal role in policy-making practices out of the campus. To do so, we purposefully selected ۳۶ participants with HE leadership experience in Iran and abroad. Considering grounded theory with constant comparative method of data analysis; the results are grouped into the following themes: ۱) success/ failure of universities to implement organizational adaptation: a) Internal: Assessment-based Training of Students; Employees and Clichéd Admin Practices; Academic Staff and Conflict of Interest; Incompetent Board of Directors; b) External: Red Tapes; Increasing number of HEIs; No mutual correspondence between university and Hawza. Findings for the second questions are grouped into Organizational Re-engineering: University decides for university; Priority of Responsibility and Commitment than Job Description to recruit employees; Income-based Leadership of Universities; Organizational Culture: Responsibility is important than Duty; and Shared Leadership: Board of Directors and Open Doors for All; and Decision-making power as a right for all. Finally, to implement organizational adaptation in Iran, we must consider the following issues: Decision-making by all HE stakeholders inside the university; University-University Constant Contact; and University-Government Mutual Decision- and Policy-making practices.
